اسكندر بيگ تركمان
874
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
خالى از صاحبان بود رسيده دست درازى بخانهء نصارى كرده بودند شكمها پاره كرده در اردو گردانيدند آن گونه سياست موجب عبرت ديگران گشته رعايا و عجزهء گرجى كه از بيم ضرر و آسيب لشكر قيامت اثر پراكنده گشته در گوشهء هر بيشه خزيده بودند از آوازهء معدلت شاهى بيورت و مقام خود آمده مستمال عنايت پادشاهى شدند و از ولايت قسق كوچ كرده بقصبهء كيرم كه نشيمن و حكومتگاه سلاطين گرجى است نزول اجلال فرمودند و آن قصبه مكانى است خرم و نمونهء از گلستان ارم كه در دنيا مسكن نصارى گشته همانا مضمون الدنيا سجن المؤمن و جنة الكافر در آن سرزمين سمت ظهور دارد . در اين قصبه كليسائى است در غايت تكلف و صفا و نهايت شيب و بها معلوم نيست كه از مبدأ ظهور اسلام تا غاية بانگ مسلمانى به گوش ساكنان آن مقام رسيده باشد و سكنه آن سر زمين جز رهبانان ضلالت آئين در آن كليسيا ديده باشند اكثر مردم آنجا كه اغلب نصارى و قليلى يهود نيز هستند از شعار اسلام و كيش مسلمانى جز نامى نشنيده بودند پادشاه دين پناه بجهة اعلاى كلمهء اللّه بكليسياى مذكور تشريف برده مؤذنان خوش الحان موكب سعادت قرين بر فراز آن معبد طبقه ضلالت آئين برآمده گلبانك محمدى صلى الله عليه و آله و سلم بلند آواز گردانيدند و هم - چنين بهر دير و كليسيائيكه رسيدند اقامت اذان فرموده نداى فرح فزاى كلمه طيبه لا إله الا الله محمد رسول الله على ولى الله بمسامع ملكوتيان رسانيدند و از آنجا كوچ واقع شده كليسياى آلاورد كه معظم معابد و كنايس نصارى گرجستان و فى الواقع عمارت عالى و گنبد متعالى است محل نزول اردوى گردون شكوه گرديد در آنجا بمسامع جلال رسيد كه در اقصى طرف شمالى آن ولايت قلعهاى است طراغاى نام گروهى از گرجيان در آن تحصن نموده تا غايت اطاعت عيسى خان نكردهاند و بعضى از احمال و اثقال طهمورث نيز در آن قلعه است گروهى از عساكر منصوره را بسركردگى محمد تقى بيك تبريزى مين باشى تفنگچيان آذربايجانى بر سر آن قلعه فرستادند محصوران بعد از جنك و جدال از مصادمه عاجز آمده راه فرار پيمودند و قلعه به تصرف درآمده آن چه يافت مىشد بضبط درآمد . تسخير قلعه طراغان در گرجستان از جمله غنائم قلعه تاجى بود مرصع مكلل بدرر و يواقيت كه شيخ و مقتداى نصارى كه رتبهء منصب آلاويردى يافته باشد يعنى توليت كليسياى آلاورد در ايام متبركه و اعياد بزرك ملت مسيحى فرق خود را بدان آراسته در معبد مذكور بكيش ترسائى بامامت قوم اقدام مى - نمايد و نصارى بدان تيمن و تبرك ميجويند و صيرفيان جواهر شناس بپانصد تومان شاهى عراقى قيمت كردند رأى ملك آرا بدان متعلق گشت كه آن كليسيا را قلعه نموده حصارى متين بر دور آن كشند و جمعى از تفنگچيان جنود قاهره در آن حصار مسكن گرفته همواره نگهبانى مينموده باشند اطراف و جوانب آن را بر امراء و اعيان و طبقات لشكر قسمت نمودند تا آنكه سنك و آهك مصالح آن كار در آن حوالى ناياب بود از راه دور آورده و در عرض بيست روز قلعه مذكور اتمام يافت و اسمعيل بيك تفنگچى باشى با دويست نفر تفنگچى آذربايجانى بحراست آن معين گشتند . چون طهمورث و لوارصاب الكاء باشى آجوق را از محكمى جا و جبال صعب المسالك و اينكه والى آنجا تابع روم است مأمن و ملجأ تصور نموده باستظهار آن پناه به آنجا بردهاند غيرت